روزي نيم ساعت مي رم پياده روي . تا سر كوچه مي رم و برمي گردم. چون يواش مي رم اينقدر طول مي كشه. هر روز هم يك چيز كوچيك يا از سوپر ماركت مي خرم يا از ميوه فروشي . راستش چهره شهر توي اين ساعت از روز با ساعت ۷ صبح يا ۶ بعد از ظهر خيلي فرق مي كنه.
كوچه ها خيلي ساكتند. ماشين ها آروم مي رن . انگار كه اصلا عجله ندارن. بوق نمي زنن. از در هر خونه اي كه رد مي شي ، بوي غذا مي ياد. آدمها هم اصلا عجله ندارن. تند تند راه نمي رن. اخم نكردن. دعوا نمي كنن. البته ناگفته نماند كه گروه سني آدمهاي پياده روي اين ساعت، بالاتر از گروه سني آدمهاي پياده رو ساعت ۷ صبح است.
خلاصه كه پياده روي توي اين ساعت، بهم خيلي مي چسبه. مخصوصا توي اين فصل و اين هوا.
يك كتاب جديد دارم مي خونم . "شاه كشي" قسمت اول. از آغاز تا پايان سلسله ساسانيان. هميشه دوست داشتم بدونم كه اين ايران قدرتمند گذشته، چي بوده و چه جوري بوده. اگر شما هم به گذشته اين سرزمين پارسي علاقه مندين، خوندن اين كتاب را توصيه مي كنم.