تبليغاتX
Lilypie 1st Birthday Ticker گل شمعدوني - سون (Seven)
من ، گل يك خانواده شمعداني هستم ! ( به نقل از همسرم P: )

به دليل نقل مكان كردن به منزل جديد، تصميم گرفتيم كه يك ميز ناهار خوري جديد بخريم. يك كمي مغازه ها رو گشتيم تا اينكه توسط يك آقايي، مغازه سون (Seven) به ما معرفي شد. رفتيم و يك ميز ناهارخوري شش نفره گرد شيشه اي، پسنديديم و سفارش داديم. فروشنده، ببخشيد،  كارشناس بازرگاني! يك آدم سوسولي بود كه حوصله آدماي فناتيكي مثل من و علي رو نداشت. بي حوصله يك چيزي رو براي ما فاكتور كرد و تا تونست به بهانه هاي مختلف قيمت جنس رو زياد كرد و خيلي با اعتماد به نفس گفت كه روز ۱۴ خرداد، جنس رو به ما تحويل مي ده. يعني يك ماه بعد از سفارش. البته ما گفتيم كه ۱۴ ام تعطيله. اما مثل اينكه اين آقا سرش با يك جاييش بازي مي كرد، گفت كه نگران نباشين، همون ۱۴ ام.
وقتي ما از اين مغازه خريد كرديم، و از كشف تازه مون كه همين مغازه باشه، كلي باد به غبغب انداخته بوديم، متوجه شديم كه همچين كشف تازه اي هم نبوده. توي اتوبان مدرس، يك تبليغ بزرگ از سون رو ديديم. يك آدم بي خيال كه خيلي به آقاي كارشناس بازرگاني سوسول شبيه هست، روي يك مبل لم داده. و خب خيلي تبليغ جالبيه. بعدش هم كه فيلم آتش بس كه تمام مبلمان اين فيلم، متعلق به سون بود. البته اين آقاي كارشناس بازرگاني ، به اين آقاي محمد رضا گلزار هم يك كمي شبيه هست، البته نه از نظر قيافه!
خلاصه سرتونو درد نيارم كه پس از چندين تماس قبل از ۱۴ خرداد، ما براي تسويه حساب روز ۱۶ خرداد مراجعه كرديم، مابقي پول رو هم دو دستي تقديم كرديم، قرار شد كه جنس رو به زودي به ما تحويل بدن. تا اينكه اين آقاي كارشناس بازرگاني زنگ زد و خيلي بي تفاوت گفت كه روز ۲۱ خرداد به ما جنس رو تحويل مي ده !!
البته براي ما يكي دو روز اينور اونور خيلي مهم نبود، اما مي دونين اين آقاي محترم، با اون همه قيافه گرفتن و اعتماد به نفس و غر و پوزش بايد يك كمي ياد مي گرفت كه احترام به مشتري هم بد نيست.
من هم جاتون خالي ، زنگ زدم و با تشويق هاي علي كه آروم نشسته بود و از اينكه من دارم حال اين آقاي كارشناس بازرگاني رو مي گيرم ذوق مي كرد، موفق شدم كه ميزم رو روز پنجشنبه ۱۸ خرداد تحويل بگيرم.  البته خوشحالي من از اين نبود كه ميزم سه روز زودتر به دستم رسيده بود، خوشحالي من از اين بود كه اين آقاي كارشناس بازرگاني، جلوي مشتريي كه من باشم، سرشو يك كمي انداخت پايين و مودبانه تر رفتار كرد.
اما به هر حال، اگر پدر يا مادر، رئيس يا معلم شما خواست كه يك مبلمان خيلي شيك بخره، يادتون باشه اين فروشگاه رو بهش معرفي نكنين. چون مطمئنا ما و شما و خانواده ها ما و شما، به جز يك مبلمان شيك، به احترام، نظم و آداب مشتري گرايي هم احتياج داريم.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 12:18  توسط آزاده حائري  |