تبليغاتX
Lilypie 1st Birthday Ticker گل شمعدوني - نرگس
من ، گل يك خانواده شمعداني هستم ! ( به نقل از همسرم P: )
نرگس رو از دانشگاه مي شناسم. خواهر آزاده بود و چندين سال از من كوچكتر. من تقريبا سال آخر دانشگاه بودم كه آزاده خواهرش رو به من معرفي كرد. دختري كوچك و كم سن، در حال و هواي سال اول دانشگاه. به نظرم سرد و از خود راضي رسيد . كم صحبت و حواس پرت !!
خلاصه به دل من و نازنين اصلا نچسبيد. در كنار آزاده كه ما خيلي دوستش داشتيم، نرگس خيلي آدم گرمي نبود. البته ما فقط در مدت كوتاهي كه ديديمش به اين نتيجه خيلي مهم رسيديم!!!

چندين سال گذشت و من به خواست خدا و تقدير و سرنوشت و ... با اين خانواده وصلت كردم و نرگس شد دختر عمه همسرم. و تازه از همه جالبتر اينكه، اين نرگس خون سرد، گل سرسبد دختر عمه هاي علي بود و من اين موضوع رو همون روزهاي اول فهميدم.

الان ۵ ساله كه من اين نرگس خانوم رو با چشم هاي علي مي بينم. اولش برام عجيب بود. اما كم كم عادت كردم و بعدش هم چشمهاي علي رو گذاشتم كنار و با چشمهاي خودم ديدم. راستش به طور معجزه آسايي ، اين نرگس خانم از خود راضي و خون سرد، به يك عروسك ملوس و مهربان تبديل شده بود و من فهميدم كه به اشتباه، سكوت معصومانه اش را به خون سردي تعبير كرده بودم.

و امروز اين نرگس كوچك و عزيز دردانه علي ، تولدش را جشن مي گيرد و من قسم مي خورم كه امروز، آنچه را كه مي بينم و احساس مي كنم، مي نويسم. صميمانه و صادقانه .

"نرگس عزيز تولدت مبارك"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 21:1  توسط آزاده حائري  |