تبليغاتX
Lilypie 1st Birthday Ticker گل شمعدوني - كوچه باراني "سبحانقلي گودرزي"
من ، گل يك خانواده شمعداني هستم ! ( به نقل از همسرم P: )
كوچه باراني ست ،
كوچه و پسكوچه باراني ست .
وعده گاه من و "او" آب افتاد.
چكمه اي نيست و ...
             چتري
چكنم با علف هرزه راه ؟

مادرم ديشب گفت ،
مادرم ، وقت نماز مغرب -
            كه سر از سجده گرفت -
مثل آرامش يك دريا
و به آرامي گيسوي "ربابه"
             (با من گفت) :
نكند فردا،
زير باران ، بي چتر،
انتظاري بكشي
نكند فردا،
بنشيني سر سنگ
كه در آن ساعت -
          شايد
كوچه باران بشود
و تو بيمار شوي .

كوچه باراني ست.
مادر من چه عبث مي گويد.
و نمي داند من
اگر آرام بيايد "او"
باكي از سيل نبايد بكنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 12:15  توسط آزاده حائري  |