کودکم رو در آغوش گرفتم و فکر می کنم. به تمام چیزهایی که دارم. به همسرم. به پدر و مادرم. به دخترم. به یک سقف محکم بالای سرم. به امکاناتم برای تحصیلات. به پولم برای مسافرت. به خوشحالیم برای نزدیک شدن به شب عید. به شادیهای کوچک و گاه به گاه. به دوستان خوبم و ...
و همچنان به صورت بهار زیبایم نگاه می کنم. فقط ۵ ماه است که خوشبختیم به نهایت رسیده است. امیدوارم وقتی او نیز ۳۱ ساله شد به اندازه من خوشبخت باشد.
از همه دوستانی که پیشاپیش تولدمو تبریک گفتن ممنونم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:21  توسط آزاده حائري
|
