بالاخره با جستجوي بسيار، به كمك ليلا، تونستم يك سي دي آهنگهاي موتزارت رو پيدا كنم. مي گن گوش دادن به موسيقي موتزارت، در رشد مغزي جنين، تاثير مثبت داره. خوب البته اين مسئله كاملا ثابت شده هست. چون اگر مي بينين كه من اينقدر باهوشم به خاطر اينه كه مامانم شبانه روز موتزارت گوش مي داده !!!!
حالا ما هم تمامي اقدامات لازم رو جهت باهوش شدن بهار، انجام مي ديم ، مثل خوردن كوندور، شنيدن موسيقي موتزارت، خوردن دو وعده ماهي در هفته و خلاصه چيزهاي ديگه.
البته از شوخي گذشته، توي سايتي كه آهنگهاي موتزارتو پيدا كردم، چيز جالبي نوشته بود. آهنگها رو به سه دسته تقسيم كرده :
۱- وقت بازي
۲- وقت خوابيدن
۳- وقت بيداري
آدرس اين سايت هم
اينه. اگر يك ني ني كوچولو توي راه دارين، مي تونين برين و اطلاعات كسب كنين.
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:31  توسط آزاده حائري
|
داشتم بهار رو ناز مي كردم. داشت تكون مي خورد.
بابام گفت : "خيلي دوستش داري؟"
گفتم : "آره ، آخه شش ماهه كه براش خيلي زحمت كشيدم !"
بابام يك نگاهي بهم كرد كه اول منظورشو نفهميدم. بعدش وقتي فكر كردم ديدم حالت نگاهش، پر از عشق بود. عشق به سه فرزندش كه نه تنها شش ماه ، بلكه بيش از چهل سال از عمرشو براي اونها گذاشته بود.
چهل سال.
اگر اين شش ماه عمر بهار را به حساب سنش بزاريم ، من فقط 1.2% از اون زحمتي كه بابام كشيده ، متحمل شدم. هنوز 98.8% ديگه مونده !!!
بابام هيچي بهم نگفت. اون با تجربه تر و پدرتر از اين بود كه عشق شش ماهه من رو با عشق بزرگ خودش مقايسه كنه و به روم بياره.
اون روز فهميدم كه تازه اول راهم. اگر چه عشقم به بهار بي نهايته اما هنوز قابل مقايسه به عشق پدرم به بچه هاش نيست.
كاش بهار مي فهميد وقتي تكون مي خوره، من چقدر دوستش دارم. اما خب، همونقدر كه من فهميدم، اون هم مي فهمه! طبيعت زندگي همينه و من اين سرنوشتو دوست دارم.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 8:32  توسط آزاده حائري
|
چند روزه كه دارم فكر مي كنم براي اولين بار كه كودكمو ديدم بهش چي مي گم . يا چي بايد بگم. فكر مي كنين توي بيمارستان و توي اون شرايط بيهوشي و درد ، يك مادر اونقدر تمركز داره كه اوني كه از قبل آماده كرده به فرزندش بگه ؟ حالا فرض كنيم كه يادم بمونه و اوني كه از قبل حفظ كردمو بتونم بگم، حالا موضوع اصلي اينه كه چي بگم.
بهش بگم سلام ؟ بگم خوش اومدي ؟ هيچي نگم و فقط بهش لبخند بزنم ؟ اسمشو صدا كنم ؟ بلند بلند بخندم ؟ يا اولين چيزي كه بگم اين باشه كه خدايا شكرت كه يه فرزند سالم و زيبا بهم دادي؟
شما به كودكتون چي گفتين ؟ يا فكر مي كنين چي بگين ؟
+
نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 15:27  توسط آزاده حائري
|